[go: up one dir, main page]

پیام های کوتاه
              زمان استاد فراموشی است ، مبادا شاگرد این استاد باشی
__
19 بهمن 88 - 09:26
می زنم  بی تو در کشاکش غم


زخمه بر پرده های تار امشب


گویی از ناله حزین دلم


ماه هم گشته غصه دار امشب


دامنم از شراره های سرشک


گویا امشب ستاره باران است


تن فرسوده ام در این شبها


هر نفس در نبرد با جان است


بی رخت سال ها در این زندان


نفسم در شماره افتاده


شیشه عمر باطلم دیر یست


به کف سنگ خاره افتاده


کس نداند چگونه پیچک غم


این چنین بر نهال غم پیچید


وز دل خسته کس نمی پرسد


که چرا در کویر غم خشکید


گل زیبای شعر تازه من


در بیابان بی کسی پژمرد


بلبل نغمه خوان طبع حزین


در خزان امید من افسرد

 

24.gifترامن چشم درراهم16.gif


برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
         
10 مرداد 1389 ساعت 21:26
عالی بود
__