محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.پیمانه دوست
19 ساعت پیش
99
محراب شفق مطلبی با عنوان پیمانه دوست ایجاد کرده است. - مشاهده
دل تا ز صبا شنید افسانه دوست از سینه هوا گرفت زی خانه دوست تا شمع بلندش به افق روشن شد جان پر نکشید جز به پروانه دوست زان خانه که خون عاشقان می ریزد رفتیم برادران به کاشانه دوست اندوه نهفته از نگاه دشمن گفتیم که سر نهیم بر شانه دوست زنجیر میاورید و تهمت مزنیدبس باد بگویید که : دیوانه دوستپیمانه همان...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.آنکه مجنونش منم لیلای کیست؟
19 ساعت پیش
محراب شفق مطلبی با عنوان آنکه مجنونش منم لیلای کیست؟ ایجاد کرده است. - مشاهده
بس شنیدم داستان بی کسی بـس شنیدم قصه دلواپسی
قصه عشـق از زبان هر کسی گفته اند از نی حکایتهابسی
حال از من بشنو این افسانه را
داسـتان این دل دیوانـه را
چشمهایش بویی از نیرنگ داشت دل دریغا
! سینه ای از سنگ داشت
با دلـم انگار قـصد جنگ داشت گویـی از با من نشستن ننگ داشت
عاشقم من، قصد هیچ انکار نیس...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.داستان دل دیوانه
19 ساعت پیش
محراب شفق مطلبی با عنوان داستان دل دیوانه ایجاد کرده است. - مشاهده
بس شنیدم داستان بی کسی / بس شنیدم قصه دلواپسیقصه عشق از زبان هر کسی / گفته اند از نی حکایت ها بسیحال بشنو از من این افسانه را / داستان این دل دیوانه راچشم هایش بویی از نیرنگ داشت / دل دریغا، سینه ای از سنگ داشتبا دلم انگار قصد جنگ داشت / گویی از با من نشستن ننگ داشتعاشقم من، عاشقم من بحث هیچ انکار ن...
19 ساعت پیش
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.چه بسیارند مستان
1 روز پیش
محراب شفق لاگی با عنوان چه بسیارند مستان ایجاد کرده است. - مشاهده
شکایت ها کنم من از درون سینه تنگم
درون سینه از آوار درد و این دل سنگم
خداوندا چه بسیارند مستان لگد خورده
که مدهوشند از نامهربانی های سر خورده
سحرگاهان که مستان گرم صحبت با خدای خود
من ویران سرگشته در میخانه گم در خود
من از خام خیال خود که تنهایم به میخانه
دمی رفتم که بسپارم هوایم را به مستانه
ول...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.فنجان شیشه ای و قهوه تلخ
1 روز پیش
محراب شفق مطلبی با عنوان فنجان شیشه ای و قهوه تلخ ایجاد کرده است. - مشاهده
تنهاست .... در پی عاقبتش می گردد و با خاطره گذشته ی شیرینش قهوه تلخش را می نوشد ... بر فنجان شیشه ای در دستش چهره معکوسش پیداست .... چند وقتیست که از سردی و گرمی روابط به یکباره ترک برداشته و میلرزد .... در اتاق خالی ٬ ساعت هم می خوابد ... اتاق خالی و بی رنگ است .. رنگش را چندین سال پیش در کوچه های ...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.وسعت تنهائی
1 روز پیش
محراب شفق لاگی با عنوان وسعت تنهائی ایجاد کرده است. - مشاهده
سلامم را تو پاسخ گوی با آنچه تو را دادمکه اینجا آدمک بسیار اما بازتویی در شهر خاموشی همه معنای فریادمسلامم را تو پاسخ گوی با لبخند بی تزویربپرس احوال تنهایی من را حال اینجایممپرس از اتفاق یاُس فرداهامگو با ما چه خواهد کرد این تقدیر سلامم را تو پاسخ گوی ای دنیای پاکی هاغبارم من ، تو باران باشجدایم...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.قصه ی دیوانه
1 روز پیش
محراب شفق لاگی با عنوان قصه ی دیوانه ایجاد کرده است. - مشاهده
بر آن شکرشکن قصهگو هزار درودهمان که گفت: یکی بود و هیچ چیز نبودشبی که خواند مرا آن حدیث خوش در گوشگذاشت گوهر بازار عقل رو به رکودچه بوی خوش به مشامش رسید مطرب عشقکه اینچنین زده آتش ز شوق در دل عوداز آن هزار که در سینه بود یک آهنگشنید زهره و شد شهره در سماع و سرودخبر رسید به دل از نگاهبانی چشمبه این...
1 روز پیش
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.کاش مرگ معنی عاطفه رو می فهمید
1 روز پیش
محراب شفق لاگی با عنوان کاش مرگ معنی عاطفه رو می فهمید ایجاد کرده است. - مشاهده
کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد .کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیانش به شهامت نیازی نبود.
کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پائین آمدن دستها مستجاب می شد .
کاش شمع حقیقت محبت را در تقلای بال و پر پروانه می دید و او را باور می کرد .
کاش...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.بلندای عرش خدا
2 روز پیش
محراب شفق لاگی با عنوان بلندای عرش خدا ایجاد کرده است. - مشاهده
خود را چون چشمهای میدانم جوشان که لبالب از عشق است و جویهای فراوان عاشقی از اطراف آن جاری است. جوی بی قراری مدام، محبت همیشگی، عشق لایزال، اشتیاق ماندگار و ...
احساس من آن است که هر روز جوشش این چشمه بیشتر و زلالتر میگردد و باید بیش از روزهای پیشین به معشوق خود ابراز عشق نمایم. هر لحظه باید با...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.گل آفتابگردان
2 روز پیش
محراب شفق لاگی با عنوان گل آفتابگردان ایجاد کرده است. - مشاهده
در انتظار تو گل آفتابگردانی را میمانم که در ابتدای یک صبح تابستانی زمانی که هنوز خورشید مهمان آسمان نشده است، سر به زیر افکنده و گویی از شدت انتظار اشک میریزد.
گاه اشتیاق به تو مرا چون سبزهای مینماید که چند روزی است آبی ننوشیده است و با رخ زرد به آسمان مینگرد و انتظار باران را دارد و یک تکه ابر...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.دیگر نمی توانم
2 روز پیش
محراب شفق مطلبی با عنوان دیگر نمی توانم ایجاد کرده است. - مشاهده
دیگر نمی توانم
دیگر نمی توانم بر انکار عشق بکوشم
دیگر نمی توانم همه درد عشق را تنها بر شانه هایم حمل کنم
دیگر نمی توانم بر زبانم مهر سکوت نهم.
چگونه می توان تا ابد در سینه آتش داشت و دود آن بر آسمان نرود؟
چگونه می توان مرغ آتش خوار عشق را بند زد؟
مرای دیگر یارای آن نیست که ابرهای سنگین را از باریدن...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.ساحل گفت :
2 روز پیش
محراب شفق مطلبی با عنوان ساحل گفت : ایجاد کرده است. - مشاهده
ساحل گفت:پیراهنی دارم از شن و ماسهو گردنبندی از صدف و گوش ماهیدلم میخواهد هر روز صبح با نگاه خورشید آغاز شوم و با غروب خورشید به خواب روممن نمی خواهم کاغذی باشم برای دریاتا هر وقت که دلش خواستاحساسش را با شن و ماسه روی آن بنویسد....اما... همیشه در کنار دریا می مانم و دوست دارم کهامواج دریا باز ه...
2 روز پیش
محراب شفق لاگی با عنوان یاد تو ایجاد کرده است. - مشاهده
حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد
بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام
لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد
مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود
آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد
شهر را از تب بیماری من جایی نیست
راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد
اشکم از دیده ب...
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.اشک و قلب همراه
2 روز پیش
محراب شفق لینکی با عنوان زیر داغ کرده است.قلب شکسته میخری؟
2 روز پیش